خرید بک لینک


همه میگن لطافت بارون اما من میگم عشق بازی آسمون.... به خونه ی مجازی من خوش اومدین

بی خیالِ
تمام دلواپسی هایمان

خانم توت فرنگی |16:19 |پنجشنبه 23 شهریور 1396
نظرات (1)



برچسب: خیال, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 23:09



همه میگن لطافت بارون اما من میگم عشق بازی آسمون.... به خونه ی مجازی من خوش اومدین

نتونستم از اینجا دل بکنم وب جدیدمو حذف کردم

خانم توت فرنگی |17:12 |یکشنبه 26 شهریور 1396
نظرات (5)



برچسب: روزهای, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: سه شنبه 28 شهريور 1396 ساعت: 23:09

انقد بدم میاد از بد قولی بابام دو روزه همش قول میده بریم باغ میوه وقتی اماده میشم نمیاد خبری هم ازش نمیشه امشب دیگه محلش نزاشتم رفت برام یه عالمه خوارکی و بستنی خرید برادر زادمو بغل کردم نگام نمیکنه هی صداش میکنم خودش میزنه به اون راه میندازمش بالا غش میکنه وقتی میره بغل مامانم نگام میکنه میخنده

برچسب: بدقولی, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 14:18

یکی دو هفته ای میشه با مامانم و همساده ها میریم پیاده روی شبانه نیم ساعتی راه میریم و بعد میشینیم تو آلاچیق خیلییی حس خوبی اصلا امروز رفتم ارایشگاه دوستم ابروهام بسی زیبا شد امشب یه مادر و دختر باحالی رو دیدم یعنی اخر خنده بودن یاد این ضرب المثل افتادم که میگن سگ میزنه گربه میرقصه کافی بود دختره یه چی بگه مامانه غش میکرد از خنده یا برعکس خخخ دختر دایم بچه دار شده د

برچسب: نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 14:18

شده به نفر آلرژی داشته باشین ؟

یکیو دیدنی حالم بد میشه اعصابم بهم میریزه

بدبختی همیشه هم جلو چشمام

قیافش -صداش-اندامش -حتی صدای راه رفتنش

نمیدونم کی از دستش راحت میشم؟

برچسب: آلرژی, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 14:18

وقتی زندگی بقیه رو با زندگی خودت مقایسه میکنی به این نتیجه میرسی که خدا فرق گذاشته به فکر همه هست غیر از تو هرچیم صداش میزنی انگار نمیشنوه مراقب نکنه زندگی بنده ها ش خراب شه یا یه وقت ناراحت بشن .... ولی عیب نداره تو ناراحت بشی یا ناراحتت بکنن تو قران نوشته بود خدا قبل اینکه ما به دنیا بیایم سرنوشتمونو نوشته الانم داره اجرا میشه . پ الکی دعا نک

برچسب: عدالتی, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 12:45

فیلم خاله سوسکه رو دانلود کردم خیلیی قشنگ بود مخصوصا بازی سحر ولدبیگی عاشقشم زیر پستش براش کامنت گذاشتم از بازیش تعریف کردم کلی ازم تشکر کرد حتما نگاه کنید اینطوری شوهر پیدا میکنند خخخخ یکی از خواستگارای سابق (الان بچه هم داره ) چند روزه منو زیر نظر داره بدم میاد از مردای چشم چرون پی نوشت : عاشق دکتر مسعود صابری شدم صداش مخصوصا

برچسب: احوالات, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 12:45

اگه قتل جرم نبود حتما یکیو میکشتم

یه گروهی جوین شدم مختلط بود پسراش انقد صمیمی بودن باهام یه لحظه به خودم شک کردم

فوری لفت دادم

برچسب: اندر,احوالات, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 17:32

با دندون درد از خواب بیدار شدم دیگه کلافم کرده این دندون درد لعنتی گوشیم رو نگاه کردم ساعت 9 بود هنوز خوابم میومد هوا خیلیی خنک شده بود دیگه نمیتونستم بخوابم صدای مامانمو شنیدم که از پیاده روی اومده بود بلند شدم رفتم دستو صورتمو شستم وقتی خودمو تو اینه نگاه کردم سرمه ریخته بود زیر چشمم و سیاه شده بود پاک کردم و موهامو شونه کردم شروع کردم به بافتن موهام خدا رحمت کنه مادر جونو همیشه وقتی صبح ها از خواب بیدار میشدم میرفتم کنارش میشستم و شروع میکرد به بافتن موهام یادش بخیر....رفتم سر یخچال و با بی حوصلگی شیر رو دراوردمو ریختم تو لیوان و سرکشیدم

برچسب: داستان, نویسنده: نیکا پورحسین تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 17:32

صفحه بندی